دانستنيهاي جالب درباره كره زمين - تاریخ: 1391/10/8 ساعت: 10:56
خورشيد را 9 سياره احاطه كردهاند كه در بين آنها كره زمين از نظر فاصله با خورشيد، سومين كره است و از چهار سياره داخلي بزرگتر است.از پنج سياره بيروني، چهار تاي آنها از كره زمين بزرگتر هستند. زمين در مداري گردش ميكند كه هيچ وقت از 5/91 ميليون مايل به خورشيد نزديكتر نميشود و از 5/94 ميليون مايل دورتر نمي...
بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی - تاریخ: 1391/10/8 ساعت: 10:56
EXparsbloger.comEXhttp://amir1380a.blogfa.com/post/12بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی
آلبوم عکس دایناسور - تاریخ: 1391/10/8 ساعت: 10:56
آلبوم عکس - دایناسور آلبوم عکس--> مديريت وب سايت -->-->دایناسور 076129 * 91 (3 KB) دایناسور ۰124 * 120 (3 KB) دایناسور ۱720 * 540 (78 KB) دایناسور ۲135 * 90 (2 KB) دایناسور ۳118 * 81 (3 KB) دایناسور ۴102 * 123 (2 KB) دایناسور ۵126 * 120 (3 KB) دایناسور ۶101 * 76 (2 KB) دایناسور ۷88 * 135 (2 KB) داین...
جورج برناردشاو - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
از بین هزاران حرف با مزه ای که شاو زده چندتایش اینها هستند: کسی که می تواند ،عمل می کند کسی که نمی تواند، پند می دهد...در زندگی قرار نیست خودتان را کشف کنید ; قرار است خودتان را بسازید.بزرگترین تنبیه برای دروغگو , بی اعتمادی همه به او نیست ; بی اعتمادی او به همه است.تنها کسی که با من درست رفتار می ک...
آرتور شوپنهاوئر - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
اينكه مغز بايد نوكر و كارگر شكم باشد در حقيقت عقيده ي آن كسانياست كه نه حاصل دسترنج خود را مي خورند و نه به سهم خود قناعت مي كنند.............................................................................. افتخار، بوقلمون صفت است و وانگهي اگر در آن دقيق شويد، كم ارزش؛هرگز با تلاشي كه كرده ايد براب...
پیر و سلطان محمود - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
پیر و سلطان محمودسلطان محمود،پیری ضعیف را دید که پشتواره خار میکشدبر او رحمش آمد گفت:ای پیر دو سه دینار زر میخواهی یا درازگوشی یا دو سه گوسفند یا باغی که به تو دهم،تا از این زحمت خلاصی یابیپیر گفت:زر بده تا در میان بندم و بر درازگوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم و به دولت تو در باقی عمر...
کاسه زهر - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
کودکی پیش خیاطی شاگردی می کردروزی از روزها خیاط کاسه ای عسل به دکان آورد و برای اینکه کودک به عسل دست نزندبه او گفت : در این کاسه زهر است ، مراقب باش که از آن نخوریخیاط دکان را ترک کرد و کودک مقداری پارچه فروخت و مقداری نان گرفت و تمام عسلرا خورد ، وقتی خیاط برگشت سراغ پارچه را گرفت ، کودک گفت اگر ق...
معجزه شهر - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
آن شنیدم كه یكی مرد دهاتی هوس دیدن تهران سرش افتاد و پس از مدت بسیار مدیدی و تقلای شدیدی به كف آورد زر و سیمی و رو كرد به به تهران، خوش و خندان و غزلخوان ز سر شوق و شعف گرم تماشای عمارات شد و كرد به هر كوی گذرها و به هر سوی نظرها و به تحسین و تعجب نگران گشت به هر كوچه و بازار و خیابان و دكانی. در خی...
مرادرياب - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
گاهی ز هجرت می کشم از سینه آهی گاهی به یادت می کشم طرحی ز ماهیای از برم دور، بگو بی تو چه سازم با این دلِ دیوانه و بی سر پناهی من مانده ام با کوله باری از غم و درد بازا ، شبی شادم بکن با اشتباهیای عشق عالمسوز، بگو با دل چه کردی که شد اسیرِ نرگسِ چشم سیاهیامروز مرا دریاب ، محتاج تو هستم فردا چه سود ،...
حبیب یغمایی - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
نمی خواهم که بعد از مرگ من افغان کننددوستان گریان شوند و دیگران نالان کنندمن نمی خواهم که فرزندان و نزدیکان منای پدر جان ! ای عمو جان! ای برادر جان کنندمن نمی خواهم پی تشییع من خویشان منخویش رااز کار وا دارند و سرگردان کنندمن نمی خواهم پی آمرزش من قاریانبا صدای زیر و بم ترتیل الرحمن کنندمن نمی خواهم...
وحشي بافقي - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
تا مقصد عشاق رهی دور و دراز استیک منزل از آن بادیهی عشق مجاز است در عشق اگر بادیهای چند کنی طیبینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است... EXarisfa.comEXhttp://erfan91.blogfa.com/post/266وحشي بافقي
مثل قدیم ها - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
تَــنــهـــ ــا شـُـدَم...بـَهـانــه ای ِبه ِاسم ِ " مـَدرِسِـــ ــه " دیگــَر نیــ ســــت !!تـا بــا " دوســــ تـــانــَــــــ ـــم "ادای ِ دوســــــ ــت ها را َدر بـیـاَوریم!!تَنها شُدَم!مثل خیلی قدیم ها . . . + تیر ۹۱ EXarisfa.comEXhttp://glassbox.blogfa.com/post-105.aspxمثل قدیم ها
همه ی ؟ برخی از ؟ بسیاری از ؟ معمولا؟ تقریبا؟ همیشه یا دقیقا ؟ - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
حال خوشی ندارمنگرانم. غبطه میخورم. تو فکرم. درگیرم. میدونم. نمیدونم.شک کردم. حسودی میکنم. میدونستم! دیر کردم! حالا چی میشه؟ متنفرم! دوست دارم! دروغ میگم. راست میگم. میخندم. گریه میکنم. نمیخندم. اعصاب ندارم. دلم میخواد چون هر کاری سخته هیچ کاری انجام ندم! بخوام. چی کار کنم؟ چه وقت؟ با کی؟ میترسم . . ...
... دراز است ره مقصد و من نوسفرم ... * - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
هیچ چیز جای بلگفا را برایم پر نمیکند. شش هفت سال است با صفحه ی ورود و میزکار سنتی اش خو گرفتم... چشم بسته حفظش کردم و دوست ندارم آقای شیرازی تغییراتی _ هرچند اندک _ در ورودی و میزکار اینجاد کند. آخر من عاشق چیز های همیشگی هستم. از اینرو همیشه دوست دارم از یک نوع کفش بپوشم و در رستوران پشت یک میز همی...
اعتصاب - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
+ راهنمایی که بودیم با سپیده پشت یه میز میشستیم.. وقتی معلم یه چیزی میگفت که میرفت رو اعصابمون ... اعتصاب میکردیم دونه دونه وسایلمونو میریختیم پایین!میدونم که خیلی حرکت بی معنی بود و هیچکس دیگه ای غیر از خودمون درکمون نمیکرد و نمیدونم این حرکت از کجا سرچشمه گرفته بود ولی اعصابمون راحت میشد! یادش خیل...
بعدا !! - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
فک کنم ساعت دو و نیم شبه... امشب مهمون داشتیم البته به خاطر کنکور من کسی نمیاد خونمون... اما مامان دیشب حالش بد شد. مجبور شد بره درمانگاه و نوار و قلب بگیره و... خلاصه دیشب شب بدی بود امشبم که داییم و خالم اومدن مامانمو ببینن.مامانم حالش تقریبا خوبه خدارو شکر واقعا الان احساس میکنم چقدر قدرشو ندونست...
پرحرفی - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
اواخر آذر هستیم.برای یک داوطلب نیمه ی مراحل درس خواندن است اما برای من اینطور ها هم نیست... یه کم ِ خیلی زیادی عوض شدم.حالم که خوش نیست حوصله ندارم. حالم که خوش باشد حوصله دارم و حرف میزنم.چاق شدم . دوستان که کاری ندارند گاهی غریبه تر ها یادآوری میکنند. ناراحت نمیشوم. فقط یاد قول هایم به خودم می افت...
دوم دی - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
گمان میکنم اوضاع فیزیک و ریاضی ام بیشتر از حد ممکن نابه سامان شده !! یعنی همیشه از ریاضی و فیزیک می نالیدم از اول راهنمایی از بخش آبی کتاب علوم.و ریاضی. در دبیرستان هم گریه میکردم که نمیفهمم !بیتاب که میشدم مامان میگفت: ناراحت نباش استعداد بعضی چیزها ذاتیست! پدر میخندید: من هم ریاضی خوبی نداشتم. خاط...
شب زنده داری - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 7:50
دچار بیماری شب زنده داری اجباری شدم.خسته ام ! اما خوابی در کار نیست!!خدا پدر ومادر پروپرونال* را رحمت کند!!دیشب از صدقه سریش خوابیدم.4 صبح هستیم و 9 صبح امتحان شیمی دارم!خدا آخر وعاقبتم را به خیر ختم کند.* آرام بخش+ ممنون از بابت تبریکات همه دوستان :*+ " فریبرز" کامنت شمارا با کامنت دوستانم در پست ق...
jkjk - تاریخ: 1391/11/5 ساعت: 5:43
- - مصرف نمايندگي معتبر فروش وكيوم اكستندر با قيمت عمده اي چهارشنبه 06 دي 1391 8:16 - مصرف نمايندگي معتبر فروش وكيوم اكستندر با بهترين قيمت چهارشنبه 06 دي 1391 8:16 - مصرف نمايندگي معتبر فروش وكيوم اكستندر در استان اردبيل چهارشنبه 06 دي 1391 8:16 - مصرف نمايندگي معتبر فروش وكيوم اكستندر در شهر تبريز...